تبليغاتX
بَندِر خوبُم دُرِّ جنوبُم بي تو مِه...

بَندِر خوبُم دُرِّ جنوبُم بي تو مِه...

 

با سلام خدمت دوستان برزگوار . وقفه اي را كه در به روز رساني وبلاگ براي من پيش آمده ، ببخشيد . هرچند اين صفحه مجازي ( به دليل مسائل كاري و شخصي ) دير به دير به روز مي شود ، اما تا تواني در نوشتن و معرفي هنرمندان دارم . از پا نخواهم نشست .

 

جدا از فضاي هنر موسيقي ، جالب و به جا دانستم كه به معرفي محققّي كه با صرفِ هزينهِ وقت و زندگي خو د به تحقيق در مورد هرمزگان شناسي كرده با هزينه شخصي و بدون پشتيباني هيچ سازماني.

 

مصاحبه اي بسيار ساده با اسحاق برخوردارزاده داشتم كه از شما عزيزان دعوت به خواندن آن مي كنم .

 

_  آقاي بر خوردار زاده اگر امكان دارد مختصرا خودتان را معرفي كنيد .

 

بنده اسحاق برخوردار زاده ، متولد 1331 در بندرعباس هستم . كودكي را در محله سيد كامل به سر كردم. چون پدرم كليددار زیارت سيد كامل بود.

 

_  كار تحقيق را از كي شروع كرديد و چطور شد كه به آن روي آورديد؟

 

حدودا 16 سال. از سال 69 به بعد بود كه با موضوع جمع آوري لغات بندري. بدين ترتيب كه روزي قلم و دفتري برداشتم و كنار اسكله شهر نشستم ، هرچي لغت به ذهنم رسيد كه بندري است را يادداشت كردم. از آن به بعد وارد جمع پير ها مي شدم و به صحبتهايشان گوش مي دادم، هر كلمه اي كه به نظرم بندري مي آمد را نسخه برداري مي كردم كه هم اكنون بيش از 1500 كلمه بندري دارم.

 

_  چطور شد كه به اين كار رو آورديد جدا از حس هرمزگان دوستي؟

 

اشتباه نكنيد ، من كارم اين نيست ، بنده كارمند ( تكنسين ) اداره آب منطقه اي هرمزگان هستم.

 

از آنجايي كه مرحوم پدرم معلم و نويسنده گمنامي بود و در رژيم سابق با راديو در برنامه فرهنگ مردم همكاري داشت ، من فكر مي كنم كه اين حس به من ارثي منتقل شده .

 

_  اگر امكان دارد از فعاليت هاي خود براي ما بگوييد .

 

فكر نمي كنم فعاليت مفيدي داشته باشم ولي به اختصار به تعداي از آنها مي پردازم :

 

_ در تابستان سال 81 به دعوت سيماي مركز خليج فارس ، در برنامه سيماي روستا به تشريح بازي هاي محلي پرداختم ، كه تعداد 13 بازي را معرفي كرده و شرح دادم .

 

_ سال 82 در همايش سديدالسلطنه كبابي مقاله اي دادم كه نوشته من جزء مقالات برتر انتخاب شد و به چاپ رسيد .

 

_ محرم 82 تحقيق خود را در مورد سوگ در بندرعباس با موضوع شهر خودم بندر آغاز كردم .

 

كه اگر گذر عمر اجازه چاپ و تكميل آنها را به من بدهد به چاپ خواهم رساند .

 

_ آيا هم اكنون فعاليت جديدي در دست داريد كه روي آن كار كنيد يا هما موضوعات قبلي كه نام برديد را تكميل مي كنيد ؟ 

 

به همت سازمان تربيت بندي در 10/2/82 هيئتي با نام ورزشهاي سنتي بومي روستايي تشكيل شده كه سرپرستي آن را بنده با افتخار به دست گرفته ام . چرا كه آرزو داشتم بازيهاي مرده را زنده كنم .

 

اگر شما به ترانه چيچيكا كه متعلق به آقاي علي حبيب زاده است توجه كنيد ، متوجه خواهيد شد كه ايشان در 35 سال پيش به اين موضوع ( فراموش شدن بازي هاي محلي ) اشاره كرده است كه در اين شعر بيش از 10 نوع بازي نام برده مي شود . حبيب زاده مفهوم شعرش اين است كه از آن همه بازي براي ما فقط چيچكايش باقي مانده ... !

 

گوشه اي از فعاليت هاي اين كميته كه در تاريخ 31/5/85 روز مبعث پيامبر اكرم ( ص ) در پارك دولت بندرعباس برگزار مي شود بدين شرح است :

 

1 _  نمايش بازيهاي رزمي ورزشي است كه قسمتي از آن معرفي بازي زو ( كبدي ) مي باشد . اين بازي كه ريشه در فرهنگ هرمزگان دارد ، را متاسفانه هندي ها منشاءش در دست گرفته اند كه آن را جز بازيهاي آسيايي خود مي دانند .

 

2 _ مسابقه شتر سواري كه در روستاي جلابي در ساعت 17 برگذار مي شود .

 

از شما و كليه خواننداگان اين مطلب دعوت ميكنم كه براي ديدن تشريف بياوريد .

                             اسحاق برخوردارزاده

_ ممنون و متشكر از اين كه وقتتون رو به ما دادين . خدا قوت .  

 

خواهش مي كنم . دست شما هم درد نكنه كه براي حفظ فرهنگ و سنت شهر خود اهميت و وقت قائل مي شويد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 0:18  توسط مهدی EKHLASMAND  | 

 

 در اولين مرخصي سربازي كه هادي آمده بود به ديدنش رفتم تا صحبت هاي او را هم در زمينه موسيقي و موفقيت هايش براي شما بنويسم . به دعوت او وارد اتاقش شدم ، واقعا جالب و زيبا بود ، طرح هاي سياه قلم جالبي در اتاقش بود كه خود نشانگر عشق و علاقه او به هنر گرافيك است . هرچند كه رشته تحصيلي اش هم همين است .

 

                      هادي آرمين

 

هنر موسيقي و آهنگسازي را مديون پدرم هستم . شايد اگر او موسيقي كار نمي كرد اين استعداد در من شكوفا نمي شد . چون پدرم قطعات خوبي با عود مي نواختند و من از كودكي صداي عود در گوشم بوده .

 

_  اين را هادي گفت و من از او پرسيدم : كار موسيقي را از كي شروع كرديد ؟

 

از كودكي . من با هرچيزي كه در دستم مي آمد دهل مي زدم . تا اينكه كم كم از پدرم عود را ياد گرفتم . در دوران مدرسه هم در گروه سرود من عود مي زدم .

 

_  چطور شد كه از يك سار ربع پرده ( عود ) به ساز نيم پرده و كلاسيك ( گيتار ) رو آورديد ؟

 

حدودا سال 77 بود كه من كلاس دوم هنرستان شهيد آويني بودم ، به سفارش آقاي پريش مدير هنرستان قطعه اي بي كلام را براي دانش آموزان تازه وارد سال اول آماده و اجرا كرديم كه اين كار با ساز عود و پيانو بود . در حين نواختن همين موسيقي بود كه در دسته عود كمبود چيزي ( پرده ) را احساس كردم . از آن به بعد بود كه به سمت گيتار و نواختن آن رفتم .

 

طبق معمول من هم مثل بيشتر كساني كساني كه در اين شهر گيتار مي زنند ، به سمت ابراهيم منصفي رفتم و آهنگهاي او را مي زدم تا اينكه كم كم دسته گيتار را شناختم . البته در يكي از بزرگداشتهاي منصفي شعر دلم از بي كسي تو سينه مردن را همراه با گروه گاتا اجرا كردم . نا گفته نماند كه به فرهاد و آهنگهاي او هم علاقه بسياري دارم .

    

                                       هادي آرمين

 

_  گفتيد كه در هنرستان هنر هاي تجسمي تحصيل مي كرديد آيا به جز گرافيك و موسيقي به هنر ديگري هم علاقه داريد ؟

 

تئاتر را دوست دارم ولي تئاتريست نيستم . البته در چندين كار تئاتر ، استاد احمد حبيب زاده موسيقي متنش را برعهده گرفته ام مثل كار : آي بالك خبردار كه خوانندگي آن با محمد اسلامی بود .

 

شايد جالب نباشد ولي بنويسيد كه هادي آرمين چند سال از وقتش را كه به بهترين نحو مي توانست از آن در زمينه موسيقي فعاليت كند از دست داد . نزديك به دو سال است كه آهنگسازي ، گيتار و كارهاي بي كلام را دوباره از سر گرفته ام . قصد دارم  سالهاي تلف شده عمرم را در موسيقي ، جبران كنم و كارهايي براي هنر دوستان و همشهريان عزيزم بسازم كه تاريخ مصرف نداشته باشد . مثل موسيقي پشت شهر ... .

 

_ اگر امكان دارد توضيح مختصري در مورد موسقي پشت شهر براي ما بگوييد .

 

پشت شهر نام قطعه اي بي كلام بود كه توسط دوستانم اميررحمانيان و مهراب بهرامي ساختم . اين كار به جشنواره موسيقي فرستاده شد و در كشور بين 98 كار فرستاده شده به اين جشنواره ، دهم شد ( به دليل بي كلام بودنش ) .

 

_ از كارها و فعاليت هاي جديدتان چيزي براي گفتن داريد ؟

 

بله . حدود 10 ماهي ميشود كه به طور جدي با مجيد ذاكري فعاليت دارم كه حدود 9 كار از سروده اي او را اگر خدا قسمت كند براي اجراي خودم در نظر گرفته ام . اين سروده ها بيشتر مضنون اجتماعي دارند و در آنها كمتر از عشق و عاشقي صحبت مي شود .

 

هدفم در كارهاي آينده اين است كه موسيقي بندر را با همان تم بندري و دهل و كسر به جهانيان معرفي كنم .

 

امكان دارد اسم چند تن از كساني را كه براي آنها آهنگسازي كرده ايد ببريد ؟

 

پیوند اسمنی  ، محمد روهنده و حسن اسير غم ( كاستي كه جديدا وارد بازار شده از سروده هاي مجيدذاكري ) ، كيانوش بلالي پور ، محسن كنور تبريزي ، مرشد ميررستمي  و كارهايي به سفارش صدا و سيما ... .

 

_ آيا دوستاني هستند كه شما را در اين راه همراهي كرده باشند و شما بخواهيد اسمي از آنها ببريد ؟

 

بله ، جاي دارد از پيشكسوتاني چون حسين گردين و حمید سعیدتشكر كنم چون كمكهاي بسياري در كارهاي گيتار به من كرده اند .

 

اگر موفقيتي در آينده داشته باشم آن را مديون همكاري هاي مجيد ذاكري و مهراب بهرامي مي دانم .

 

ابراهيم علوي شاگردِ شاگردِ پدرم يكي از بهترين دوستان و مؤثرترين عنصري است كه در آهنگسازي به من كمك كرده است .

                  هادي آرمين در حال اجراي ترانه همنشين ملائك برنامه شوواشو . صدا و سيماي مركز خليج فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 22:5  توسط مهدی EKHLASMAND  |