تبليغاتX
بَندِر خوبُم دُرِّ جنوبُم بي تو مِه...

بَندِر خوبُم دُرِّ جنوبُم بي تو مِه...

 

اگر كتاب اي سياه زنگي ( عاشقانه سروده هاي بندري ) رو مطالعه كرده با شيد در صفحه دوم و سوم اين كتاب سروده هاي از شاعر و نوازنده چيره دست شهرمان جعفر اوج نوشته شده است . هرمز اوج هرمزي كه به جعفر اوج مشهور است ، متولد شده سال  1330 در دبي است و از جوانان ديروز محله سريگ كه هم اكنون ساكن محله شهناز مي باشد .

 

اي بونه بار مينُو بارن            اُشتـُر جـِلووي يارُم سِوارن

دِل بهِ خاطر دلبَر جاني           دستُم پُر از گل گلدون بارن

 

نوجواني 9 ساله و كلاس سوم دبستان فردوسي بود ، كه به دليل علاقه اي كه به عود داشت با حلب 4 ليتري روغن و چوب و ميخ و سيم قلاب براي خودش عودي درست مي كند و حدود يك سال و نيم با آن مي نوازد از آنجايي كه پدر مرحومش ناخدا بود ، جعفر هم در سفرهاي دريايي او را همراهي مي كرد . تا اينكه اولين عود را پدرش در دبي براي او مي خرد .

            جعفر اوج

عروس خانم روي خو دَر بُكُن            اي جا نِـشتـي يـَخـو نـَظر بُكُن

جَـشن عَروسي مُباركِت بـَشِـت           اولاد بياري كهِ آوازخون بَشُت

 

پس از گذشت مدتي با استعدادي كه در ياد گيري عود داشت پله هاي طرقي را يك به يك پشت سر مي گذاشت . اما هنوز پخته نشده بود و جاي براي ياد گيري زياد داشت ، تا اينكه به پيشنهاد علي آقاي مقدم در منزل ايشان واقع در روبروي اسكله شهيد حقاني ( جنب نمايندگي پتوي گلبافت ) كه بعد ها به خانه فرهنگ و هنر تبديل شد ، به آموزش عود به جوانان علاقه مند و  همشهري خودش پرداخت .

 

فـاطمهَ اريـت لـوله ( لوله قندي مكاني در محله شهناز)

هُو اكُنت تو غوري

مَـنكـَـل اكنت آتـش

روشن اكـُنت چولـَه ( پريموس )

 

از آنجايي كه در برنامه چند در چند صدا و سيما هنرمنداني چون : ارسلان عطايي ، ابراهيم منصفي ، حسين قدسي نژاد ، حوا رضايي ، علي حبيب زاده و فاطمه رضايي اجراي برنامه مي كردند ، جعفر اوج هم به جمع آنان پيوست و در جوار يكديگر به اجراي موسيقي مي پرداختند . كه تعدادي از اجرا هاي جعفر با خانم حوا رضايي بود .

 

بندر خليج فارس خاكش به خاكِ ماس    هر جا كه دلُم ايخواست اَرَم بدون پاس

 

اوج هرمزي در فراگيري عود بيشتر آهنگهاي محمد عبدُه ( خواننده و نوازنده عربي ) را سر لوحه كار خود قرار مي داد و سبك نواختن عودش بيشتر خليجي و بندري است . ناگفته نماند كه جعفر گذشته از ترانه سرايي در فيلمهاي متعددي بازي كرده كه مشهور ترين آنها عبارت است از :

1 _  مو سرخه  2 _ پسر دريا  3 _ اشك يتيم  4 _ مبازره با كوسه  5 _ مرواريد  6 _ مفسدين  .

 

              جفعر اوج در كنار خانه فرهنگ و هنر آن زمان

 

از ديگر حرفه هاي اوج را مي توان مكانيكي موتور هاي ديزل دريايي و تعمير كاري دستگاه كپي نام برد كه وي هم اكنون در مغازه اي كه در فلكه شاه حسيني به طرف پل شهناز دارد به تعمير كاري دستگاههاي كپي مشغول است . در آخر شعري از جعفر اوج رو مي بينيد كه اون رو تقديم كرده به همه شما خوانندگان عزيز اين وبلاگ كه عاشق هستيد .

 

دلي كه عاشق نين اون دل دگهَ دل نين

مهـر و وفـا اينيـن اون دل دگهَ دل نين

دلـي كــه عـاشـقـِن هميشـهَ خـوشحالـِن

دل عاشق نابو پير چون مرغ در بالِـن 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 9:8  توسط مهدی EKHLASMAND  | 

بی شک همگی کسانی که در بندرعباس در زمینه گیتار فعالیت دارند او را می شناسد و یا حداقل نام او را شنیده اند . حمید نامش و سعید نام خانوادگی اوست . 38 سال سن دارد و متولد محله سریگ بندرعباس است که هم اکنون در محله شاه حسینی ساکن می باشد  . کار مویسقی را از کلاس سوم راهنمایی آغاز کرد و اولین سازی را که شروع به یاد گیری آن کرد ارگ ملودی کای کوچکی بود .

 

از آنجایی که علاقه به گیتار داشته با چوب و حلب روغن و سیم ترمز گیتاری درست می کند که با آن نواختن ملودی را تمرین می کرد . تا اینکه پول تو جیبی اندکی را که داشت  جمع کرد تا به 1000 تومان رسید و اولین گیتارش را که کلاسیک اِکمونت هلندی بود در بندر عباس خریداری کرد . اولین شعری را که با آن یاد گرفت عاشِـق بودُم بی نِگاهِ توای دِلبر بود .

 

حمید سعید یاد گیری گیتار را از ملودی شروع کرد تا اینکه به کمک آقای نفیسی نواختن آکورد را فرا می گیرد . و پس از آن با مطالعه کتاب های خودآموز موسیقی بر دانش موسیقی اش می افزاید ، اضافه کنم که حیمد سعید شعر طنز هم می سراید .

              حمید سعید

صُبحِ زود موروک می خا

جَـک اُمگـهِ رو سَـر دو پا

 

از خُـو چـشمـُم ایـپـَروند

زَهر خو بی مهِ ایرسوند

 

گیج و مَنگ وا چشم خووی

مَکِـرکـوند و مَگشت دُمـبالی

 

مَـگفـتـهَ بی چـهِ اِدزهَ نـیـش کـاری

اُمگفت طبیعتِشِن نابوت هیچ کاری

 

   در حدود سالهای 62 _ 63 بود که با نوازندگی ارگ توسط  ناصر عبدالهی و خوانندگی وی ، کارش را به صورت گروهی ارائه می دهد که وظیفه آقای سعید در این گروه نواختن گیتار برقی بود.

 

از جمله سازهایی که استاد حمید سعید نواختن آنها را بلد است می توان از : ارگ ، انواع گیتار ( برقی ، کلاسیک ، فولک ، باس ، و ...) ، جاز ، ترامپت ، عود ، آکاردیون ، ویلن و ... را نام برد . که تاکید داشت که ویلن از بین این همه ساز مشکل ترین است .

 

او از بین خوانندگان بندری ناصر عبدالهی ، عیسی بلوچستانی و محمد شهسواری را به عنوان برترین و خوانندگان ایرانی فریدون فروغی و فرهاد را انتخاب کرد و نیز اضافه کرد که از سبک های رایج در دنیا بیشتر آنها را می نوازد از قبیل : فلامینگو ، جیپسی کینگ ، خان مارتین ، ریگی ، باب مارلی ، سانتانا ، آرمیک و غیره .

             حمید سعید و عیسی بلوچستانی

یهِ رانندهِ ناشناس

دَربَستی ایکهِ سوار

بَند شُکَردی تو خُلکی

 شُگفت بیا بالا اسکناس

سَر کوچهَ کارگزاری

یکی شَکردهَ زاری

یهِ مُشت کلنگ و بی حال

از ترک  رو  خو بیزار

نِشترن دَه ، بیست  تا بی کار

تو لووشون بُتک سیگار

لو دیریای بندر ما

کلنگو شُکردن سینما

یکی ووستادن چُرتِن

یکی چشمی بازن  مُردن

 

درباره مرحوم منصفی گفت که : ایشان از همه نظر استعداد داشتند ، تئاترش قوی ، شعرش قوی . در یک لحظه انسان را غمگین و در یک لحظه شاد می کرد . و خیلی زود با آدم انس می گرفت . من بعد از یک هفته که به دلیل مسائل کاری به او سر نزده بودم و آخر هفته به دیدن او رفتم  با من کلی بحث کرد و از دستم ناراحت بود که چرا به دیدنش نرفتم .!

 

حمید سعید در بسیاری از کاری مرحوم منصفی همکاری داشته به عنوان مثال : تا تو قَدر مهِ بُدونی دیر اَبوت ، از اون شُو کهِ چِشمُم وازت کهَ وا تو بودم مهِ آشنا و اَمون اَز ناموندگاری  .

 

آقای سعید گذشته از کار موسیقی و آهنگسازی با هنرمندان به تدریس گیتار هم اشتغال دارد و نیز هفته گذشته به همراه گروه منتخب موسیقی سنتی ایران ( گروه جهله ) که در سوئد اجرا داشتند از سفر باز گشته که وظیفه آقای سعید در این گروه نواختن گیتار به همراه حسین گردین بوده است . او اضافه کرد که کسانی که علاقه ای به موسیقی دارند اگر دنباله رو آن باشند حتما یاد خواهند گرفت ناگفته نماند که در هر کاری سختی های فراوانی وجود دارد که این مشکلات و سختی ها نباید آنان را ناامید و از کار باز دارد . چرا که خواستن توانستن است .

                    حمید سعید و عیسی بلوچستانی

شنبه نِـشتِن رو گـُفارهَ تو فکر پَک و پول نین

دازَن  نـِشتِن نَغارن نَگـفتـِن ای شوم بیکارن

بیچارهَ شنبه ، هَر شنبه قول اَدیت کهِ اِمروز روز کارن

یهِ روز نگـفتن پراید اخـرُم یـهِ روز پول نون هـَم اِدنینن

یهِ روز دیر اَتی خونهَ همو روز حال خودت ادنینن

دِگهَ مُشتِت پیش مهِ بازن وَختی فول اَبی او موکهَ رودهَ ت دِرازن

چشمِت زیلِن بهِ هَمی چار کـَت بَنگیری او موکهَ دستِت هَم درازن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 1:39  توسط مهدی EKHLASMAND  |